X
تبلیغات
اسرار سخن

اسرار سخن
قالب وبلاگ


السلام علی سعد ابن عبدالله الحنفی. القائل للحسین و قد أذِن له فی الانصراف ،قال : لا واللهِ لا نُخَلِّیکَ حتی یَعلَمَ الله أنّا قد حَفِظنا غیبه رسول الله فیک ، و اللهِ لو أعلم أنّی أُقتل ثم أحیا  ثم أحرق ثم أُذری و یُفعلُ بی ذلک سبعین مِرّهً ما فارَقتک، حتَّی ألقی حِمامی دونک، و کیف لا أفعلُ ذلک و إنّما هی موتَةٌ أو قتلةٌ واحدة، ثمّ هی بعدها الکرامةُ التی لا انقضاءَ لها أبداً

 

سلام بر سعد ابن عبدالله حنفی، آن کسی که وقتی امام حسین (ع) به او اذن انصراف و بازگشت به وطن داد ،گفت: به خدا سوگند تو را رها نخواهیم کرد، تا خدا بداند که در غیاب پیامبرش ، حق و حرمت او را درباره تو پاس داشته ایم! سوگند به خدا ، اگر بدانم کشته می شوم ، سپس دوباره زنده می شوم و آن گاه سوزانده می شوم و آن گاه خاکسترم بر باد می رود؛ و هفتاد بار با من چنین می شود،از تو جدا نگردم تا پیش روی تو به ملاقات مرگ بروم؛ و چگونه چنین نکنم؟با اینکه این یک مرگ یا یک کشته شدن است و در پی آن کرامتی که هرگز پایان نپذیرد.

 

همیشه سعد(سعید) ابن عبدالله برایم قداستی بی نظیر داشته است، سعد ابن عبدالله همان یار باوفای ارباب ماست که پیکر مبارکش را سپر تیر های دشمن کرد تا حجت خدا در روی زمین نماز را به پا دارد

همیشه فکر می کنم پیامبر صلی الله علیه و آله چقدر نماز را دوست می داشتند و چقدر حسین ابن علی را دوست می داشتند و چقدر سعد خوب فهمید که کجا باید تمام وجودش را فدا کند، برای نمازِ حسین ابن علی علیه السلام.....

 

دلم می خواهد همه عمر بنشینم گوشه ایی و این صحنه را تداعی کنم و اشک بریزم : نماز امام تمام میشود بدن سعد پر از تیرهایی که است که به سوی امام نشانه رفته اند و بدن سعد  سپر بلای امام.

نماز امام تمام می شود، سعد بر زمین می افتد. مولا سر سعد را در آغوش می گیرد........

به چشمان پسر رسول خدا نگاه می کند و می گوید: أوفیت یا بن رسول الله؟ (ای پسر رسول خدا به پیمانم وفا کردم)

امام فرمودند: نعم انت أمامی فی الجنة( آری تو پیشاپیش من در بهشت خواهی بود)

 

نمی دانم شهادتی زیباتر از این در عالم هست یا نه.....


مدام از خودم می پرسم من پیمانی با مولایم بسته ام؟ به پیمانم وفا کرده ام؟ چه جوابی از امامم خواهم شنید؟

و یک عمر است که شرمنده ی همین 3 سوالم....

اما هرچه باشد من از سعد این را آموخته ام که بصیرت این نیست همواره پشت سر امامت حرکت کنی بصیرت این است که همواره و همه جا جلوی امامت حرکت کنی و سپر بلای او باشی.....

امشب، شب دردانه ی مولاست،شب علی اصغر...

این 6 ماهه مولا نیاز به روضه ندارد نامش بر دل آتش می زند...

 

[ پنجشنبه 2 آذر1391 ] [ 0:24 ] [ کثیری ] [ ]
این جمله ی آقا درباره شهید طهرانی مقدم 4 ستون بدنم را لرزوند:

حاج حسن هر قولی به ما داد به آن وفا کرد


چندبار قول دادیم چندبار به خودمون ،خدامون، اماممون، ولی فقیه مون قول دادیم؟ چندبار وفا کردیم....

بدجور رفتم تو فکر....

[ چهارشنبه 17 آبان1391 ] [ 20:41 ] [ کثیری ] [ ]
امروز صبح که بلند شدم  بارون شدید بود . 5 صبح لباس پوشیدم راه افتادم سمت عهد آدینه

عهد آدینه برنامه کوهنوردی و قرائت دعای عهد در کنار شهدا در کلکچال است

هوا بارونی و تمیز ،خیابان ها خلوت، طبیعت بی نهایت زیبا و از همه جذاب تر محیط صمیمی سخنرانی حاج آقا پناهیان، همه چیز عالی بود

نماز عید قربان به امامت حاج آقا اون بالا خیلی چسبید

امروز یکی از بهترین روزهای عمرم بود

اینها را گفتم که به همه پیشنهاد کنم هر صبح جمعه این برنامه را از دست ندهید. واقعا حیفه 

امروز یه آقایی با یه پسر سه ساله اومده بود زمین گل بود ،هوا هم سرد بود و حقیقتا تک تنها پیرم در اومد تا برسم به شهدا اما این پسر کوچولو خیلی با اشتیاق اومده بود. این آقا می گفتن منزل ما شهرری است و با موتور توی این بارون اومدیم. می گفت صبح به پسرم گفت بارون میاد این هفته نریم پسرش جواب داده بود نه باید بریم. با اینکه سه سالش بود اما خانواده اش را راه انداخته بود که این محفل را از دست ندهند و چقدر پدرش خوشحال بود از اینکه این هفته هم آمده بود. یه پسر سه ساله می تونه خانواده اش را راه بندازه اما ما نمی تونیم خودمون و خانواده مون را راه بندازیم برای گسترش فرهنگ مهدویت و ایجاد بوی مذهب در فضای کوهستان....

موقع برگشت هم حاج آقا گفتن که دسته جمعی تکبیرهای بعد از نماز را زمزمه کنند،قیافه آدم های آنچنانی توی کوه با دیدن حاج آقا و این جماعت پشت سرش خیلی جذاب بود

خلاصه که رفقا بیایید خیلی خوش می گذره


[ جمعه 5 آبان1391 ] [ 13:36 ] [ کثیری ] [ ]
دست همه درد نکنه

خیلی زحمت کشیدیم

خسته شدیم دیگه از این همه تلاش

توروخدا این همه به خودمون زحمت ندیم آخه خسته می شیم هی بشینیم یه گوشه و محکوم کنیم

خدا بگم این دشمنان اسلام و مسلمین را چه کنه که هی کار می کنند و ما را تو زحمت می اندازند که ما هی محکوم کنیم

هی نشستیم توهین به امام هادی را محکوم کردیم قبل ترش هم توهین به قرآن را هی محکوم کردیم حالا خب پیامبر بالا تر از ایناست یه ذره مجبوریم بیشتر خودمون را به زحمت بندازیم بیشتر محکوم کنیم

مبارکمون باشه. چشم و دل همه روشن.

الان دارم با خودم فکر می کنم این برنامه ریزان اسلام ستیزی چقدر دارند به ما می خندند و  در دلشان می گویند اینقدر محکوم کنید تا محکوم دانتان بترکد ما کار خودمان را می کنیم.شما مسلمین کبریت بی خطرید.....


باز هم به غیرت اون دختر و پسره که موقع پخش فیلم حاضر شد کتک بخوره برا رسول الله اما مجلس پخش فیلم را بهم بزنه. باز هم به غیرت اون که عاشورا ندیده و نشناخته حامی ولایت رسول الله است و بدا به حال ما که عاشورا داریم و بی غیرتیم. اباالفضل داریم ولی بویی از غیرت ابوالفضلی نداریم. اگر الان شاهین نجفی زنده نبود کسی جرات نداشت با این وقاحت به ساحت رسول الله توهیم کند

[ چهارشنبه 22 شهریور1391 ] [ 23:57 ] [ کثیری ] [ ]
وقتی از دیدار امسال در کمال ناباوری جاموندم ،،دلم خوش بود به نماز جمعه ای که پشت سر آقا می خوانیم

باز هم در کمال ناباوری انگار امسال نماز جمعه ای به اقامت آقا قرار نیست برگزار شود

آقا دلم خیلی تنگ شده است خیلی زیاد.........


[ پنجشنبه 19 مرداد1391 ] [ 13:22 ] [ کثیری ] [ ]
درباره وبلاگ

من،کثیری، دانشجوی رشته ی فلسفه غرب دانشکده ادبیات دانشگاه تهران
امکانات وب
دانلود قالب

ایران تم ،مرجع بهترین قالب های وبلاگ